حباب شاخص کل بورس تهران در آستانه ترکیدن؛ شاخص 92000 با وضعیت صنایع همخوانی ندارد

حباب شاخص کل بورس تهران در آستانه ترکیدن؛ شاخص 92000 با وضعیت صنایع همخوانی ندارد
بورس تهران در حالی در ارتفاع 91000 واحدی شاخص قرار گرفته که بسیاری از این صعود استثنایی را مرهون دو عامل است : رشد قیمت کامودیتی ها(معدنی ها و فلزی ها) و البته علت دوم که مهمتر است، رشد ارزش دلار در کشور که بر روی حاشیه سود شرکت هایی که فروش صادراتی دارند(پتروپالایشیها) تاثیر مثبت زیادی دارد .
سیگنال فروش سهام
بسیاری از فعالان حوزه اقتصاد می دانند که نمادهای بزرگ بورس تهران را پتروپالایشی ها و کامودیتی ها تشکیل می دهند و به عنوان مثال اگر تغییری در نماد های همچون پارسان، تاپیکو، شبندر، فولاد، ومعادن، فملی، کگل و ... ایجاد شود، شاخص کل تغییر اساسی خواهد کرد، حال اگر گروه این نمادها با هم همسو شوند، نتیجه صعود بی وقفه بورس می شود اما چه بر سر نمادهای دیگر آمده ؟ آیا سهامدار گروه خودرو یا سایر گروه ها نیز از این صعود منتفع شده اند؟ سهامدار خودرویی که سهم خودرویی خود مثل نماد سایپا را در شاخص 68000 خریداری کرده چقدر شاهد رشد سهمش در شاخص 91000 بوده است؟ از این قبل نمادها در بورس بسیار زیادند که همسو با رشد حبابی بورس، صعود خاصی نداشته اند و گواه این قضیه نیز عمق کم معاملات روزانه بورس است که شاخص بورس به واسطه چند نماد تعیین می شود که صعود این نمادها نیز تنها منوط به فاکتور رشد قیمت دلار است و با پایین آمدن قیمت دلار، احتمالاً به همان سرعت که شاخص از کانال 70 هزار به کانال 90 هزار رسید، پتانسیل بازگشت به آن کانال را دارد. آیا نهاد ناظر به این فکر کرده است که نمادهایی که با بالا رفتن قیمت دلار در گزارشات سالانه خود تعدیل مثبت در نظر گرفته اند و به واسطه آن ارزش سهامشان در حال بالا رفتن است، به همان سادگی نیز با پایین آمدن قیمت دلار مجبور به تعدیل منفی در پیش بینی های قبلی خود هستند و  بازار به یکباره شاهد سقوط ارزش سهامشان خواهد بود؟  در آنصورت تکلیف سهامداران چه می شود؟
 

صعود شاخص کل بورس تهران مبنای اقتصادی دارد؟

 
تفاوت صعود شاخص بورس در ماه های اخیر با صعود قبلی که شاخص از 89000 تا کانال 60 هزار سقوط کرد این است که شاهد هشیاری مردم درخرید سهام هستیم و مردم دیگر با تبلیغات به سمت بازار سرمایه حرکت نمی کنند (استناد به عمق پایین معاملات) . سوالی که اکنون مطرح است این است که نهاد ناظر اکنون کجاست؟ چرا در مورد علت صعود بورس شفاف سازی نمی کنند تا مردم باز هم دچار زیان نشوند؟
نهاد ناظر حتماً به خوبی می داند که برجام، تاثیر عملی بر روی بانکهای ایرانی نداشته و نمادهای بانکی که از گروه های بسیار قدرتمند بورسی پسابرجام محسوب می شدند در وضعیت بسیار بدی قرار دارند و تاثیر مثبت آنچنانی نیز در تولید دیده نمی شود و نهاد ناظر هم به خوبی می داند که این رشد حبابی بیشتر ماحصل رشد دلار بوده و لاغیر که احتمالاً برنامه اصلاح شاخص برای زمان تصمیم نهایی ترامپ در مورد برجام قرار داده شده که یک سناریوی قابل پیش بینی است چرا که این رشد شاخص به هیچ وجه با واقعیت موجود در اقتصاد کشور همخوانی ندارد.
اگر وزیر اقتصاد، رونق را در هر بخشی از اقتصاد رویت کردند که حاصلش چنین رشدی بود، به همگان اطلاعرسانی کنند تا رونق صنایع را بیشتر درک کنند چرا که آمار بیکاری و کسادی اوضاع صنایع چیزی غیر از اوضاع فعلی شاخص بورس را نشان می دهد.

سیگنال فروش صادر شده است

در هر صورت به نظر می رسد، موج سواری با شاخص رو به پایان است و سیگنال خروج از بازار و فروش سهام در قله صادر شده است چرا که این صعود نمی تواند پایه اقتصادی داشته باشد و بیشتر بر مبنای حباب دلار است که سابقه آن را در سالهای گذشته نیز داشته ایم؛ با ترکیدن حباب دلار، حباب شاخص بورس نیز به یکباره می ترکد و بسیاری غرق ضرر خواهند شد.
 

ارتباط زمان اصلاح شاخص با تصمیم نهایی کنگره و ترامپ در مورد برجام

به نظر می رسد مهندس شاخص طوری انجام شده که با نزدیک شدن به تصمیم نهایی ترامپ و کنگره در مورد برجام باید انتظار اصلاح سنگین شاخص و صف های فروش در بازار باشیم چرا که صعود فعلی به هیچ وجه با واقعیت موجود در صنایع و اقتصاد کشور همخوانی ندارد و به واسطه حبابی بودنش به زودی شاهد اصلاح شاخص خواهیم بود.
report گزارش اشکال
منبع : تماشاچی

نظرات