چرا دولت تدبیر و امید به دولت تزویر و ریا تبدیل شد؟

چرا دولت تدبیر و امید به دولت تزویر و ریا تبدیل شد؟
حسن روحانی شب گذشته در واکنش به مطرح شدن موضوع استیضاحش در مجلس عنوان کرد حتی در بدترین تصوراتش هم قرار گرفتن نامش در کنار کلمه استیضاح را به مخیله ش وارد نمی کرده و از طرح استیضاحش در مجلس به سبب ناکارآمدی دولتش ابراز تعجب کرد. اما به راستی چه شد که دولتی که قرا بود تدبیر و امید باشد اکنون نزد افکار عمومی به دولت تزویر و ریا تبدیل شده است؟
 

آیا آذری جهرمی قصد شرکت در انتخابات ریاست جمهوری را دارد؟

 

چرا دولت تدبیر و امید به دولت تزویر و ریا تبدیل شد؟

 
چرا دولت تدبیر و امید به دولت تزویر و ریا تبدیل شد؟
 
روحانی که با شعارهای انتخاباتی دل ربا پس از محمود احمدی نژاد، سکان هدایت کشور را بر دست گرفت؛ در 4 سال ابتدای فعالیتش به عنوان رئیس جمهور هر کم و کاست و نقصی در کشور را به مدیریت غلط دولت احمدی نژاد ربط داد تمام مشکلات کشور را به تورم بی سابقه حاصل از افزایش نرخ دلار پس از تحریم آمریکا مرتبط دانست و نسخه شفابخش کشور را توافق 5+1 یا همان برجام قلمداد کرد و با کش و قوس فراوان توانست با این توافق به طور مقطعی، موجی از امید را به مردم بازگرداند اما دیری نپائید که تمام وعده های طرفین غربی به خصوص آمریکا پوچ از آب در آمد و برجام به توافقی تبدیل شد که تنها پیشرفت هسته ای کشور را عقب انداخت و نتوانست هیچ گشایش خاصی در اقتصاد مولد کشور ایجد کند. روحانی که از افزایش قیمت دلار از 1000 تومان به 3تا 4 هزار تومان در دوران احمدی نژاد انتقاد داشت، با شرایطی رو به رو شد که قیمت دلار در دوره دوم ریاست جمهوری او از محدوده 3-4 هزار تومان تا مرز 18 هزار تومان نیز رفت که نتیجه این اتفاق، گرانی سرسام آور در بسیاری از اقلام  از جمله مسکن، خودرو، طلا و ... بود.
 
اتفاقی کم سابقه در کشور که موجب بالا رفتن تورم در کشور شد؛ این اتفاق همزمان با تحریم های جدید آمریکا علیه کشورمان و خروج ترامپ از برجام رخ داد و به نوعی تحریم نفت ایران، اداره کشور برای روحانی را با مشکل مواجه کرد تا جایی که او مجبور شد از صندوق توسعه ملی نیز قرض بگیرد و برای اداره کشور به افزایش مالیات و نوسانگیری از تسعیر ارز و سهام روی آورد.  این اتفاقات در حالی رخ داد که کشور همچنان با مشکل بیکاری، افزایش اختلاف طبقاتی، افزایش نرخ طلاق، افزایش فساد و فحشا و بالا رفتن آمار فقر مواجه بود اما آمارسازان در دولت روحانی نمی خواستند شکست خود را بپدیرند و با عدد سازی، همه چیز را رو به راه و عادی جلوه دادند تا جایی که موقعیت روحانی برای مدیریت امور جاری کشور به جایی رسید که چاره ای جز افزایش قیمت بنزین و اجرای طرح تورم زای هدفمندی یارانه ها برایش باقی نماند چرا که با این روش، او می توانست به صادرات بنزین و افزایش درآمد دولت از این محل نیز فکر کند.
 
اما با اجرای ناگهانی و غافلگیرکننده این طرح، موجی از اعتراضات در کشور به راه افتاد به طوری که اکنون یک هفته از اجرای این طرح گذشته و شاهد استمرار قطعی اینترنت بین الملل برای کاربران عادی هستیم اما به نظر می رسد همچنان اغتشاشاتی در کشور نسبت به اجرای بد موقع این طرح وجود دارد چرا که دوستان تصمیم ساز هنوز به اجماع برای اتصال مجدد اینترنت نگرفته اند و با این حرکت اشتباه خود، آخرین امید کارآفرینان و کسب و کارهای اینترنتی را که به واسطه ضعف دولت در اشتغال زایی، خود وارد گود شده بودند و از کسب و کارهای اینترنتی ارتزاق می کردند به نا امیدی تبدیل کرد.
 
روجانی در حالی از طرح استیضاحش در مجلس ابراز تعجب می کند که اگر آمار واقعی اشتغال، بیکاری، ازدواج، طلاق، فساد، فحشا، فقر، تولید، تورم و ... را مرور کند به سادگی به این نتیجه می رسد که او در هیچ زمینه ای نتوانسته دستاورد خاصی برای ملت به ارمغان بیاورد و دوران حضور او در راس هدایت کشور، فلاکت بار تر از دوره دوم ریاست محمود احمدی نژاد بر کشور قلمداد می شود.
 
شاید بهتر بود حسن روحانی به جای وعده های توخالی و بعضاً عوام فریبانه به مردم،  به طور صادقانه از واقعیت های کشور و هزینه های غیرضروری کشور با آنها می گفت تا مردم خود تکلیف مسرفان بیت المال را روشن کنند. آیا به واقع در بین این همه طرح کم کردن فاصله طبقاتی، تنها راه نجات افزایش یکباره قیمت بنزین بود؟ طرح های رسیدگی به اموال مسئولین، مالیات بیشتر از مالکان خانه های خالی و ... به کجا رسید؟  به واقع باید تاسف خورد به حال تصمیم گیران دولتی که سهمیه بنزین تاکسی های دوگانه سوز را 250 لیتر تعیین کرده اند و اکنون شاهد سوآستفاده از این موضوع نزد تاکسی ها هستیم چرا که آنها اقدام به پر کردن کپسول گاز خود کرده و کارت بنزنی خود را به دیگران می فروشند! به واقع که چه دولت هنرمند و با تدبیری که از وضع یک سیاست هوشمندانه برای مدیریت مصرف بنزین نیز عاجز است!
 
در انتها توجه شما را به چند نتیجه منفی حاصل از اجرای یک تصمیم درست(گران سدن بنزین) در بدترین زمان ممکن جلب می نماییم:
 
1. به خطر انداختن امنیت مردم به واسطه آشوب و اغتشاشات
2.خطر گسترده تر شدن اغتشاشات که موجودیت نظام را هدف قرار داده بودند
3. افزایش بی اعتماد عمومی نسبت به دولت
4.خروج نقدینگی از بازار سرمایه که بازگرداندن آن بسیار سخت به نظر می رسد
5. بالا رفتن قیمت دلار و تمامی آثار منفی آن
6.قطعی اینترنت و خسارات هنگفت به کسب و کارها
7.ایجاد رانت به سبب تخصیص سهمیه های متفاوت به خودروها
8. متحد شدن بیشتر هسته های مرکزی استانهای جدایی طلب به سب کشته شدن تنی چند از مردم آن استانها
9.تخریب اموال عمومی و بانک ها و ...
10. لبخند دشمنان کشور که هر روشی را برای به آشوب کشاندن کشور امتحان کرده بودند جز این روش!
11. ...
 
اگر دولت روحانی نام دولت خود را تدبیر و امید می نامید، در خصوص این حجم از اشتباهات که موجی از بی تدبیری و ایجاد نا امیدی در مردم در آن دیده می شود، چه پاسخی دارد؟
منبع : تماشاچی

ارسال دیدگاه