کد خبر:31984
پ
مضحک ترین توجیه نوسانات بورس : همه با هم منفی تا کسی ناراحت نشه!

مضحک ترین توجیه نوسانات بورس : همه با هم منفی تا کسی ناراحت نشه!

نوسانات بازار سرمایه یا همان بورس طوری شده که سوالات و ابهامات زیادی در خصوص اتفاقاتی که در چند ماه اخیر در بورس افتاده در ذهن سهامداران نقش بسته به طوری که یک روز شاخص کل بورس ۶۰۰۰ واحد افت می کند و فردای همان روز دوباره ۶۰۰۰ واحد رشد می کند! این افت و […]

نوسانات بازار سرمایه یا همان بورس طوری شده که سوالات و ابهامات زیادی در خصوص اتفاقاتی که در چند ماه اخیر در بورس افتاده در ذهن سهامداران نقش بسته به طوری که یک روز شاخص کل بورس ۶۰۰۰ واحد افت می کند و فردای همان روز دوباره ۶۰۰۰ واحد رشد می کند! این افت و خیز نیز به صورتی بوده که اکثریت بازار با هم یا صف خرید بوده اند یا صف فروش و این اتفاق با توجه به جنس صنایع و تاثیر پذیری آنها در عوامل موثر در ارزش سهام، متفاوت است و توجیه اقتصادی نداشته و ندارد؛ اما جایزه نوبل مضحک ترین توجیه برای نوسانات این روزهای بورس تهران را می توان به اظهارات عجیب کارشناس بازار سرمایه(!) اهدا کرد که شب گذشته در برنامه تیتر امشب شبکه خبر علتی مافوق تصور را برای این نوسانات شدید عنوان کرد.

 

تاثیر حذف دلار از معاملات ایران با کشورهای دیگر

 

مضحک ترین توجیه نوسانات بورس : همه با هم منفی تا کسی ناراحت نشه!

 

مضحک ترین توجیه نوسانات بورس : همه با هم منفی تا کسی ناراحت نشه!

 

به طور واضخی مشخص است که بالا رفتن شاخص بورس تهران تحت تاثیر دو پارامتر اصلی یعنی افزایش قیمت نفت و برخی فلزات و افزایش قیمت دلار در بازار آزاد بوده است که این عامل موثر، باعث افزایش حاشیه سود شرکتهای پتروپالایشی و کامودیتی در مقطعی شد و افزایش ارزش سهام آنها توجیه پذیر به نظر می رسید و با توجه به اینکه پتروپالایشی ها و کامودیتی ها بخش بزرگی از بازار را در اختیار دارند و در واقع لیدر بازار محسوب می شوند، متاسفانه مابقی سهام در بورس نیز به پیروی از این صنایع که با افزایش ارزش مواجه شدند، با افزایش ارزش سهام بی معنایی رو به رو شدند به طور مثال افزایش قیمت دلار برای صنعتی مثل خودرو یک سم است که با توجه به وضع تحریم های جدید آمریکا بر صنعت خودروسازی ایران، افزایش سهام این شرکتها تنها به صرف افزایش چند میلیونی قیمت محصولاتشان قابل توجیه نبوده و نیست چرا که آثار منفی افزایش هزینه های این شرکتها به واسطه افزایش قیمت دلار به مراتب بیشتر از سود ناشی از فروش محصولات با قیمتی بالاتر بوده و عملاً رشد سهام خودرویی با این وضعیت توجیه اقتادی چندانی نداشته و ندارد.

 

در حال حاضر نیز با توجه به گزارشات جهانی و با توجه به کاهش ۵۰۰ هزار بشکه ای صادرات نفت ایران و کاهش قیمت دلار از ۱۹۰۰۰ تومان به کانال ۱۳ تا ۱۴ هزار تومانی، عملاً رشد ارزش سهام پتروپالایشی ها در این مقطع نیز با توجه به در پیش بودن اجرای تحریم های آمریکا تا ۲۰ روز دیگر و تشدید کاهش صادرت نفت ایران، توجیه اقتصادی خاصی در کوتاه مدت و به این شکل هیجانی ندارد چرا که حتی در صورت ۱۰۰ دلاری شدن قیمت نفت نیز عامل کاهش صادرات، تعدیل کننده این مسئله است.

 

با توجه به جمیع جهات شب گذشته شاهد اظهارات شگفت انگیز یک کارشناس بازار سرمایه بودیم که مدعی شد به واسطه اینکه ما قبلاً با تبلیغ سرمایه مردم را به بورس جذب کرده ایم نباید با کاهش ناگهانی ارزش سهام شرکتها موجبات دلسردی آنها شویم و به طور مثال اگر صنعتی ارزش سهامش رو به افت و صف فروش است، کلیت بازار را نیز صف فروش میکنیم تا سهامدار سهم فوق از لحاظ روحی با این موضوع رو به رو نشود که چرا سهم او صف فروش است و بقیه سهام در بورس سبز و رو به رشد هستند!

 

این اظهارات شگفت انگیز از فردی که خود را کارشناس بازار سرمایه می دانست انقدر تاسف برانگیز است که اگر چند نفر مثل ایشان در بدنه اقتصاد و سازمان بورس کشور حضور داشته باندش، باید هم در  بورس تهران شاهد افت و خیز دسته جمعی سهام باشیم چرا که دوستان با دستکاری عمدی در معاملات باعث این اتفاق شده اند تا سهامداری، لطمه روحی نبیند!

 

با افت فاحش حجم، ارزش و تعداد معاملات در روزهای گذشته نسبت به دوران اوج گرفتن شاخص، به یکباره شاخص بورس در مسیر سقوط قرار گرفت و دوستان برای جلوگیری از این اتفاق طبیعی ابتدا سیستم معاملاتی را قطع کردند و سپس در روز بعد با هماهنگی با حقوقی های بازار با سبز کردن مصنوعی بازار، بار دیگر سعی در ترغیب افراد به خرید سهام و نفروختن آن کردند؛ سیاستی مقطعی و کوته نگرانه که تنها برای چند روز جواب خواهد داد و فشار فروشی که این روزها در بازار بورس وجود دارد با حمایت های چند روزه حقوقی ها قابل کنترل نیست چرا که نقدینگی آنها برای حمایت از سهامشان نیز تا حدی قابل صرف کردن است و در مرحله ای دیگر توان حمایت از سهم خود را ندارند و آنگاه است که فشار فروش حقیقی ها بیشتر نمایان می شود.

 

اقتصاد دولتی و دستوری ایران مانع از شفایت بازارها

 

در پایان باید گفت تا وقتی اقتصاد ایران به صورت خصولتی اداره می شود نه تنها بورس بلکه کل اقتصاد نیز از سیاستهای دولت در امان نخواهد بود چرا که رویه موجود در بورس به وضوح حاکی از اراده دولت در جلوگیری از ریزش بیشتر شاخص بورس بوده و همانطور که دولت محترم از ریزش بیشتر ارزش دلار جلوگیری کرد و در حالی که دلار در برخی شهرها با قیمت ۸ هزار تومن نیز به فروش می رفت، به یکباره بانکها اعلام کردند حاضرند دلار مردم را به قیمت ۱۱ هزار تومان بخرند و این موضوع باعث رشد مجدد قیمت دلار در بازار آزاد شد؛ اکنون نیز همان سناریو به شکلی دیگر در بورس در حال تکرار است و اراده ای نامرئی از جنس سیاستهای دولت، مانع از عرضه و تقاضای طبیعی در تعیین ارزش سهام شده است و با دستکاری و ایجاد عرضه و تقاضای مصنوعی، ارزش سهام و شاخص کل را بالا و پائین می کنند که همین عامل خود نوعی رانت محسوب می شود چرا که چه بسیار افرادی که از اراده گردانندگان بازار برای جهت دهی به آن با خبرند و در موقع مناسب و فارغ از ارزش واقعی سهام، خرید می کنند و در موقع مناسب نیز می فروشند و این چنین پولهای باد آورده به حسابهای بانکی آنها سرازیر می شود.

 

شرکتها شفاف سازی کنند

 

با صحنه سازی روز گذشته عوامل پشت صحنه بازار بورس در سبز نشان دادن بازار، امروز بار دیگر فشار فروش واقعی در بازار نمایان شد و به طور مشخصی حقوقی های بازار هر روز قادر به حمایت از سهام خود نیستند و بار دیگر سهامی که روز گذشته با صف های خرید و تقاضای سنگین کار خود را به پایان رسانده بودند، امروز با فشار فروش مواجه شدند چرا که اصولاً روز گذشته عامل تاثیرگذار جدی در فاندمنتال بازار رخ نداده بود که آن حجم از شدت تقاضا را شکل دهد و نتیجه این تصویرسازی مصنوعی از بازار، نمایان شدن ماهیت واقعی بازار در روز بعد و روزهای بعد است. آیا بهتر نیست سازمان بورس وقتی ارزش سهام برخی شرکتها بدون پشتوانه خاصی بالا می روند به سرعت وارد عمل شوند و از شرکت مذکور بابت این اتفاق شفاف سازی بخواهند تا سهامداران نیز با دید بهتری نسبت به آینده  و شرایط فعلی سهم، نسبت به خرید و فروش سهم خود اقدام کنند. عدم شفافیت و توضیح شرکتهای بورسی در مورد اتفاقات مهم مثبت و منفی که در آنها رخ می دهد، عامل سردرگمی سهامداران در خرید و فروش می شود که همین عامل نیز منجر به معاملات هیجانی آنهاست.  به عنوان مثال اکنون صحبت از بهره برداری از پروژه ستاره خلیج فارس است که سهم هایی مثل تاپیکو و فارس به صورت مستقیم درگیر آن هستند، آیا بهتر نیست این هلدینگهای بزرگ پتروشیمی از اثرات مثبت این اتفاق و میزان حدودی سوددهی آن به سهام مذکور، پرده برداری کنند؟ یا در موردی دیگر آیا بانک تجارت بانک صادرات و … می توانند علت افزایش تقاضای این روزهای سهامشان را به سهامدارانشان بگویند؟ اینکه اتفاق مثبتی در بانک ملت رخ داده، دلیل خوبی برای تقاضای مصنوعی و کاذب برای سایر سهام بانکی نیست.

 

پی نوشت: با توجه به حذف دلار از معاملات ایران با کشورهای دیگر، چشم انداز خوبی در انتظار اقتصاد ایران خواهد بود اما اتفاقاتی که این روزها در بورس به شکل مصنوعی و البته دستوری رقم می خورد، جز ضربه وارد کردن به اعتماد سهامداران عایدی دیگری ندارد.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلید مقابل را فعال کنید