تصویر عجیب مدیر سابق پرسپولیس پس از تحمل 128 روز سلول انفرادی | تماشاچی
کد خبر:48394
پ
۱۵۷۵۱۱۷۵۳۳۰۳۷۴

تصویر عجیب مدیر سابق پرسپولیس پس از تحمل ۱۲۸ روز سلول انفرادی

حمیدرضا سیاسی مدیرعامل سابق پرسپولیس که به واسطه برخی تخلفات در دوره مدیریتش در پرسپولیس روانه زندان شد و بدهی سنگینی نیز برای باشگاه به یادگار گذاشت، پس از تحمل ۱۲۸ روز سلول انفرادی در انظار ظاهر شد که موجب حیرت خبرنگاران از تغییر چهره شدید او شد.   تصویر عجیب مدیر سابق پرسپولیس پس […]

حمیدرضا سیاسی مدیرعامل سابق پرسپولیس که به واسطه برخی تخلفات در دوره مدیریتش در پرسپولیس روانه زندان شد و بدهی سنگینی نیز برای باشگاه به یادگار گذاشت، پس از تحمل ۱۲۸ روز سلول انفرادی در انظار ظاهر شد که موجب حیرت خبرنگاران از تغییر چهره شدید او شد.

 

تصویر عجیب مدیر سابق پرسپولیس پس از تحمل ۱۲۸ روز سلول انفرادی

 

 

سیاسی در راس هیاتی متشکل از افراد ورزشی و غیر ورزشی به امید ایجاد ساختاری تازه برنامه های خود را آغاز کرد اما خیلی زود با یک تصمیم مهم یعنی برکناری «علی دایی» از سرمربیگری سرخپوشان، به تیتر اول رسانه ها بدل شد.

مدت زمانی کوتاه پس از این اتفاق، ماجرای سفر جنجالی این مدیر به اسپانیا و دیدار با «فلورنتینو پرز» رئیس باشگاه رئال مادرید علتی شد تا سیاسی در سراشیبی برکناری قرار بگیرد.

وی که در آن مقطع جدا از ریاست هیات مدیره، مدیرعامل باشگاه پرسپولیس نیز نامیده می شد، در پائیز سال ۹۳ به دلیل برخی شکایت ها و البته کشمکش های مرتبط با سفر جنجالی‌اش به مادرید بازداشت و پرونده مدیریتش در این باشگاه برای همیشه بسته شد.

سیاسی که کمتر اهل مصاحبه بود، در فروردین ماه سال ۹۴ با قید وثیقه از زندان آزاد شد و پس از آزادی نیز سکوت اختیار کرد تا ابهاماتی پیرامون چگونگی مدیریت ناگهانی اش در فوتبال و همچنین بازداشتش باقی بماند.

وی پس از حدود ۴ سال سکوت، با هفته نامه «کیهان ورزشی» درباره موضوعات مختلف پیرامون خود و اتفاقات دوران کوتاه مدیریتش در باشگاه پرسپولیس صحبت کرد.

حمیدرضا سیاسی در جمع افرادی که گفته می شد، برای اسرائیل جاسوسی می کنند و بانی برگزاری بازی پرسپولیس و رئال مادرید شده بودند.

ماجرای مذاکره با رئال مادرید

بعد از گذشت مدتی آقای منتقمی آمد و به من گفت که از زمان آقای رویانیان مذاکراتی با باشگاه رئال مادرید انجام شده تا این تیم با حضور در ایران بازی دوستانه ای با باشگاه پرسپولیس برگزار کند.البته درست هم می گفت. حتی با اسپانسرهایی هم برای این بازی صحبت شده بود. البته من یادم است که در آن زمان کریستیانو رونالدو به همراه دیگر بازیکن مسلمان رئال ، کریم بنزما در جنگ ۳۳ روزه لبنان از مردم بی گناه غزه حمایت کرده بودند و از آن طرف صهیونیست ها داشتند در بارسلونا روی مسی مانور می دادند که مجموعه این عوامل من را ترغیب کرد که ما هر طور شده این بازی را در تهران برگزار کنیم و حتی به خاطر حمایت آنها از مردم غزه، با تابلو فرش هایی که عکس های رونالدو و بنزما در آنها نقش بسته از آنها تقدیر و تشکر کنیم.

قبل از سفر به اسپانیا با همه هماهنگ کردم

من پس از صحبت آقای منتقمی در این خصوص به مسئول بخش روابط بین الملل باشگاه گفتم که از طرف باشگاه با رئال ارتباط بگیرد و ایمیل بزند و حتی خودم مستقیما با پرز رئیس باشگاه رئال وارد مذاکره شدم. پس از اینکه مذاکرات جدی شد و قرار شد برای مذاکره نهایی به اسپانیا برویم در باشگاه جلسه ای گرفتیم و در نهایت با تصمیم اعضای هیات مدیره قرار شده بنده به عنوان رئیس هیات مدیره،آقایان منتقمی به عنوان سرپرست یا مدیرعامل باشگاه،حسین کلانی به عنوان پیشکسوت باشگاه و حسینی مسئول بخش روابط بین الملل عازم مادرید شویم. ما حتی طی نامه ای آقای امیر خادم معاون وزیر و حتی حسنی خو رئیس حراست وزارت ورزش رو در جریان این سفر و بازی دوستانه قرار دادیم که با استقبال این نفرات هم روبرو شدیم و یادم هست آقای وزیر گفت شما در این سفر می توانی از نحوه درآمد زایی رئال،علت موفقیت این باشگاه و سایر ارتباطات ورزشی استفاده کنید . ما هم با این نیت راهی مادرید شدیم.

تخفیف ۳ میلیون یورویی

پس از حضور در مادرید و استقرار در هتل شخصی به نام ساوالانپور اومد نزد ما. این شخص که خودش رو خبرنگار معرفی کرده بود با آقای منتقمی و حسینی از قبل در ارتباط و مذاکره بود . ما گفتیم برنامه فردا برای ملاقات با آقای پرز چه هست که ایشون (ساوالانپور) گفت فردا شخصی ایرانی به نام امیر حسین جهانشاهی هم در مذاکرات ما حضور دارد که خیلی به پرز نزدیک است و نفوذ دارد که من گفتم اگر اینطور باشد ما می توانیم تخفیف خوبی از رئال بگیریم و استفاده های دیگری هم از نفوذ و رابطه این شخص بکنیم .البته ما هیچ شناخت دیگری از فرد یاد شده نداشتیم که کی هست و چی هست. ما فردای آن روز رفتیم باشگاه و قبل از حضور در دفتر پرز در اتاقی مجزا با جهانشاهی دیدار کردیم و که وی در آن دیدار چند دقیقه ای از نفوذ خود در باشگاه و رابطه نزدیکش با پرز صحبت کرد که ما هم خیلی از این موضوع استقبال کردیم. رفتیم و جلسه تشکیل شد. در جلسه من وقتی دیدم این فرد، پرز را به اسم کوچکش «فلورینتو» صدا می زند و پرز هم در مقابل به او می گوید «امیر» من خیلی ذوق کردم و پیش خودم گفتم ای جان ! بلیت ما برده و ما می توانیم نهایت استفاده را ببریم و حتی بازیکنان درجه دو و سه رئال را بگیریم و در زمینه آموزش مربیگری هم چند مربی به اسپانیا بفرستیم و مراوده های این چنینی داشته باشیم. خلاصه پس از گذشت چند دقیقه از جلسه آقای پرز گفت که ما برای انجام این بازی ۵ میلیون یورو می گیریم و به تهران میاییم. من رو به جهانشاهی کردم گفتم ما این پول رواز کجا بیاوریم و بدهیم و اگر می‌شود برای ما چک و چونه بزن که گفت شما چقدر راضی هستید که من گفتم نهایت یکی ، دو میلیون یورو . او هم پس از صحبتی که با زبان اسپانیایی با پرز کرد، پرز گفت هر چی امیر بگه و او هم گفت دو میلیون یورو و در نهایت توافق حاصل شد و به همین راحتی سه میلیون یورو پرید! فارغ از اینکه ما در یک دام افتاده بودیم و خبر نداشتیم.

تصور داشتیم فرشته نجات پیدا کرده‌ایم

ما آمدیم بعد از توافق نهایی در خصوص بازی به پرز گفتیم ما می خواهیم با کمک شما در زمینه راه اندازی آکادمی ،تبادل بازیکن و مربی ،اسپانسر و موارد دیگر هم با شما همکاری داشته باشیم که پرز هم در این زمینه خیلی استقبال کرد و گفت همه جور همکاری با ما خواهد کرد . من هم که اصلا باورم نمی شد پیش خودم می گفتم ای خدا این فرد فرشته نجات ما شده و ما چه شانسی آوردیم و می توانیم نهایت استفاده را از او ببریم. پس از پایان جلسه ما راهی تالار افتخارات باشگاه رئال شدیم و همان جا عکس یادگاری گرفتیم و گفتم از همین جا مستقیم عکس را به تهران و باشگاه ارسال کنید . آنجا در ذهنم این بود که پس از انتشار این عکس در سایت باشگاه من بازخوردهای این جلسه را تا دو ، سه ساعت دیگر و قبل از رسیدن به تهران می گیرم.

در فرودگاه به همه چیز شک کردم

پس از اتمام جلسه من به جهانشاهی گفتم که می خواهم شما را ببینم که اوگفت من تا دو ، سه ساعت دیگر در اسپانیا نیستم و از اینجا می روم که گفتم من می خواهم هر طور شده شما را ببینم که پس از هماهنگی من به فرودگاه رفتم و آنجا دیدم که ۶،۷ تا بنز مشکی وی را اسکورت کردند و کلی تشریفات . من همان جا پیش خودم شک کردم که چطور می شود این همه تشکیلات برای یک ایرانی آماده باشد؟ خلاصه با او ملاقات کردم و گفتم من می خواهم از نفوذ شما استفاده کنم،شما را به ایران دعوت کنم تا میهمان ویژه باشگاه پرسپولیس باشید، من در سایت باشگاه اعلام می کنم که شما از ما حمایت کردید و… که او هم اعلام حمایت کرد و گفت هر کار دیگری هم داشته باشید من کنارتان هستم و..

طعمه نشدیم

بعد از این دیدار و پایان ماجرا ما به ایران برگشتیم.از بعدازظهری که آمدیم ایران دیدم همه دوستان و آشنایان در حال تماس گرفتن هستند که حمید این جهانشاهی کی هست که شما رفتی ملاقاتش و این فرد ضد انقلاب است و… من وقتی دیدم تعداد زنگ ها زیاد شد خودم هم سریع پیگیری کردم و در اینترنت مشغول جستجو شدم و بعد از چند ساعت متوجه شدم که جهانشاهی کی هست و چی هست. البته بعضی از دوستانم که در اطلاعات سپاه و وزارت اطلاعات هم بودند تا آخر همان شب هم با من تماس گرفتند و مرا در جریان پیشنیه جهانشاهی و فعالیت های ضد ایرانی وی قرار دادند. بعد از این تماس ها من متوجه شدم که هدف جهانشاهی چیست؟ جهانشاهی هدفش این بود در داخل ایران یکسری افراد را از باشگاه پرسپولیس که دارای کاریزما هستند را استخدام کنند برای اهداف خودشان در آن طرف . البته ما طعمه نشدیم و پس از حضور در ایران متوجه قضایا شدیم . فردای آن روز من صبح اول وقت خودم مستقیما به پرز در ایمیلی اعلام کردم که ما بخاطر مسایل امنیتی نمی توانیم پذیرای شما باشیم و امیدواریم این دیدار در آینده ای نزدیک در تهران انجام بشود و من از پذیرایی شما در مادرید ممنون هستم و…من حتی اجازه ندادم این ماجرا به فردای آن روز منتقل شود. بازی را خودم یک طرفه لغو کردم و هیچ کسی در هیچ مقطعی از من نخواست بازی را کنسل کنم. نه وزیر از من خواست نه مسئولان اطلاعات و امنیت ،نه سپاه و نه نماینده های مجلس و نه هیچ کس دیگری از من درخواست کنسل شدن بازی رو نداشت و خودم مستقیما بازی را لغو کردم.

 

حراج تابستانه(پرداخت در محل)

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

کلید مقابل را فعال کنید